۱۳۸۶ بهمن ۲۱, یکشنبه

حامد جون بفرما

آهسته می آیی آهسته انگار قامت را دست زمان بسته

آهسته می آیی از آن عقیق سبز با یک جهان آواز خاموش و دلخسته

نشکفته بعد از تو آیینه در چشمم پیداست عهدش را با تو نشکسته

گل می کند خورشید از پلک نمناکم وقتی تو می آیی در خوابم آهسته

همراه من هستی در خواب و بیداری همراه تو هستم چون سایه پیوسته

تنگ غروب آن روز وقتی که می رفتم تو گریه می کردی آهسته آهسته

گفتی مگو هرگز حرف خداحافظ من بی تو می میرم آهسته آهسته

گفتی تو به من برگ گلی عطر بهارانی بر دشت کویر دل من نعمت بارانی

فریاد تمنای منی وقت پشیمانی عطر نفسی در قفس سینه تو پنهانی

بر آسمان من صد ابر بی مهری آمد نم باران آهسته آهسته

شد نو بهاران طی آمد خزان از پی هر ماه من شد دی آهسته آهسته

پیوند ما پیوند عشقی جاودانی بود حرف و حدیث ما کلام مهربانی بود

گفتی به من تا زنده ام با تو می مانم نفرین به تو غشقت فریب ناگهانی بود

۱ نظر:

Ali Ahmadi گفت...

این آهنگ رو کی خونده؟